گوشۀ چشم بگردان و مقدر گردان ... (غزلی از فاضل نظری)
گوشۀ چشم بگردان و مقدر گردان
ما که هستیم در این دایرۀ سرگردان؟
دور گردید و به ما جرات مستی نرسید
چه بگوییم به این ساقی ساغرگردان
این دعاییست که رندی به من آموخته است
بار ما را نه بیفزا نه سبکتر گردان!
غنچهای را که به پژمرده شدن محکومست
تا شکوفا نشده بشکن و پرپر گردان
من کجا بیشتر از حق خودم خواستهام؟
مرگ حق است به من حق مرا برگردان ...
فاضل نظری