رسید لب به لب و بوسههای ناب زدیم ... (غزلی از فاضل نظری)
رسید لب به لب و بوسههای ناب زدیم
دو جام بود که با نیت شراب زدیم
دو گل که با عطش بوسههای پی در پی
به روی پیرهن سرخشان گلاب زدیم
نه از هوس که ز جور زمانه! لب به شراب
اگر زدیم برای دل خراب زدیم ...
مؤذنا به امید که می زنی فریاد؟!
تو هم بخواب که ما خویش را به خواب زدیم
مگرد بیسبب ای ناخدا که غرق شده است
جزیرهای که به سودای آن به آب زدیم!
فاضل نظری
+ نوشته شده در جمعه سوم فروردین ۱۳۹۷ ساعت 16:47 توسط درهم ریخته
|