با قلب من ای عشق! کاری کن که باید ... (غزلی از فاضل نظری)
با قلب من ای عشق! کاری کن که باید
کاری که دل بردارم از امّا و شاید
کاری که تنها خود بدانی چیست! یا نه!
کاری که از دست خودت هم بر نیاید
ای دل جلایی تازه پیدا کن که این عشق
چون آه در «آیینه» خود را مینماید
باید که بر دیوار زندان سر بکوبم
آه مرا گر بشنود در میگشاید
رفتم که برگردم به آغوش تو ای عشق!
تا جان به جای خستگی از تن درآید
فاضل نظری
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۷ ساعت 21:45 توسط درهم ریخته
|