فوارهوار سر به هوایی و سر به زیر ... (غزلی از فاضل نظری)
فوارهوار سر به هوایی و سر به زیر
چون تلخی شراب دل آزار و دلپذیر
ماهی تویی و آب، من و تُنگ روزگار
من در حصار تُنگ و تو در مشت من اسیر
پلک مرا برای تماشای خود ببند
ای رد پای گمشدۀ باد در کویر
ای مرگ میرسی به من، اما چقدر زود
ای عشق میرسم به تو، اما چقدر دیر
مرداب زندگی همه را غرق میکند
ای عشق همتی کن و دست مرا بگیر
چشم انتظار حادثهای ناگهان مباش
بامرگ زندگی کن و با زندگی بمیر
فاضل نظری
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۷ ساعت 12:3 توسط درهم ریخته
|