در شهر عشق رسم وفا نیست، بگذریم ... (غزلی از سجاد سامانی)
در شهر عشق رسم وفا نیست، بگذریم ...
یارای گفتن گلهها نیست، بگذریم ...
دردی ست در دلم که دوایش نگاه توست
دردا که درد هست و دوا نیست، بگذریم ...
گفتی رقیب با من تنها مگر کجاست؟؟؟
گفتم رقیب با تو کجا نیست؟ بگذریم ...
ابری که میگذشت به آهنگ گریه گفت:
دنیا مکانِ ماندن ما نیست، بگذریم ...
هرچند دشمنم شدهای دوست دارمت
بر دوستان گلایه روا نیست ... بگذریم ...
سجاد سامانی
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۶ ساعت 17:24 توسط درهم ریخته
|